سديد الدين محمد عوفى

538

متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )

بر دست انوشروان عادل « 1 » آن « 2 » بود كه راز او « 3 » نگاه نداشت . حكايت ( 1 ) [ بو ذرجمهر راز انوشيروان را نزد دختر خود فاش كرد و به همين گناه كشته شد . ] آورده‌اند كه انوشيروان « 4 » را خصمى بود « 5 » از ملوك روزگار كه « 6 » به قوت و شوكت ازو زيادت بود « 7 » و « 8 » نوشروان را « 9 » امكان دفع او نبود . و آن پادشاه دختر انوشيروان را خطبه مى « 10 » كرد و مىخواست كه به سبب آن قرابت « 11 » خصومت منقطع شود . و رسم ملوك عجم آن « 12 » بود كه دختر به دشمن ندادندى و گفتندى « 13 » : از دشمن به « 14 » جز دشمنى نيايد . پس نوشروان با بزرجمهر تدبير كرد . بوذرجمهر گفت : صواب آن باشد « 15 » كه پادشاه دخترى بيگانه را كه هنوز شيرخواره بود « 16 » به حرم خويش درآورد « 17 » و بپرورد و كس نداند كه او « 18 » فرزند تو نيست . پس نوشروان آن « 19 » رأى را بپسنديد « 20 » . روزى به شكار رفته بود در اثناى راه « 21 » به خانهء « 22 » كردان گذر « 23 » كرد ، كردى را ديد كه « 24 » دخترى ازو « 25 » متولد شده بود . انوشيروان آن دختر « 26 » از وى بستد « 27 » و او را مال بسيار داد و به پوشيده داشتن آن راز « 28 » وصيت كرد « 29 » ، و آن دختر را در حرم خود آورد . چون

--> ( 1 ) مج + به سبب ( 2 ) مپ 2 : اين ( 3 ) مپ 2 + را ( 4 ) مپ 2 : نوشروان ( 5 ) بنياد + كه ( 6 ) مپ 2 + را ، بنياد + كسى را ( 7 ) مج - كه انوشيروان را خصمى . . . زيادت بود ، مپ 2 و بنياد : نبود ( 8 ) مج : مر ( 9 ) متن و مپ 2 - را ( 10 ) مپ 2 - مى ( 11 ) مپ 2 : وصلت ، مج : قرابتى + مواد ( 12 ) مج : چنان ( 13 ) مج + كه ( 14 ) مپ 2 و مج - به ( 15 ) مج : مشورت ( 16 ) مج : است مج : باشد ( 17 ) مج : خويش آرد مج : آن ( 18 ) مج : اين ( 19 ) متن و مج + به ( 20 ) مج : شكار ( 21 ) مج + ها ( 22 ) مج : گذرى ( 23 ) مج - ديد كه ( 24 ) متن و مج - ازو ( 25 ) متن و مج - را ( 26 ) مج : درخواست كرد ( 27 ) متن - راز ( 28 ) مپ 2 - و او را مال . . . وصيت كرد ( 29 ) مپ 2 : و پوشيده